قادر حيدرى فسايى
59
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
اوّل : ظهور انصرافى است يعنى ظهور ، ناشى از انصراف است و منشأ انصراف يكى از امور زير مىباشد . الف ) كثرت استعمال صيغه در وجوب . ب ) كثرت وجوب نسبت به ندب . ج ) اكمل بودن وجوب نسبت به ندب . جواب مصنّف : استعمال صيغه در وجوب بيش از استعمال صيغه در ندب نيست . چنان كه وجوب بيش از ندب نمىباشد . و اما اكمل بودن مقبول است ولى موجب ظهور نيست چون اكمل بودن مربوط به ثبوت ( واقع و خارج ) است ولى ظهور مربوط به اثبات ( لفظ ) است . دوم : ظهور مقدّمهاى است يعنى ظهور ، ناشى از مقدّمات حكمت است . توضيح : ندب طلب مقيّد است ( مقيّد به عدم منع از ترك ) و لذا با اطلاق صيغه نمىتوان آن را فهماند ولى وجوب طلب مطلق و محض است ( چون شدت از سنخ طلب است ) و لذا با اطلاق صيغه مىتوان آن را فهماند . با حفظ اين نكته ، اگر متكلّم در مقام بيان باشد و قرينهاى بر ندب وجود نداشته باشد و قدر متيّقن در مقام تخاطب هم نباشد مقتضاى اطلاق ظهور در وجوب است . قوله : « الخامس . . . » . [ مبحث پنجم : تعبّدى و توصّلى ] آيا مقتضاى اطلاق صيغه ( اعتق رقبة مثلا ) اين است كه واجب در صورت مشتبه شدن ، واجب توصّلى باشد و يا اينكه صيغه اطلاقى ندارد بلكه بايد به اصول عمليّه ( برائت يا احتياط ) رجوع شود ؟ به عبارت ديگر بحث در اين است كه آيا مقتضاى اصل ( اصل لفظى و در مرحلهى دوم اصل عملى ) اين است كه واجب در صورت مشتبه شدن واجب توصّلى باشد و يا تعبّدى ؟